تبليغاتX
حقوق اقتصادی

آیا واقعا کتاب «شخصیتی »متفاوت از نویسنده اش داراست؟

به این جمله خیلی زیاد اندیشیده ام.بسیاری اوقات سعی کردم که وقتی کتابی را می خوانم فقط به کتاب فکر کنم و نه به نویسنده و شخصیت نویسنده اش.اما قبول کنید که این کار امکان ندارد!اسم نویسنده و تفکرش ناخودآگاه در دانه دانه کلمات کتاب جاری است.شما نمی توانی کتابی از «هدایت »بخوانی و به اسم نویسنده فکر نکنی. شخصیت «فدریکو گارسیا لورکا» در تمام شعرهایش جاری است.روحیه آزاده خواهی «جورج اورول»را می توانی با خواندن ده صفحه از «قلعه حیوانات» و «1984» لمس کنی.اوج نفرت «آلبرکامو» را از «نظام حقوقی لرزان»می توانی از روح حاکم بر کتابهایش بچشی. شخصیت«نیکوس کازانتزاکیس» را کافی است تنها با «آزادی یا مرگ» در ذهنت ترسیم کنی.ذهن خلاق و عصیان گر «سلنیجر» به روشنی در «ناتور دشت»،«فرنی و زویی» و «جنگل واژگون» پیداست.می توانی دغدغه های «گابریل گارسیا مارکز» را در«صد سال تنهایی»درک کنی .آیا می شود «تهوع»سارتر را خواند و متاثر از نام ساتر نشد؟آیا می شود «دنیای سوفی»را خواند و به اسم «یوستین گوردر» فکر نکرد؟«کوری» و «بینایی»  ساراماگو را خواند و ندانست که ساراماگو کیست؟نه…نمی شود.من معتقدم که «کتاب» و «نویسنده» دو شخصیت متفاوت نیستند.با این اوصاف هرگز نمی توانم بار دیگر «کافه پیانو»را بخوانم و به  «فرهاد جعفری»و حرفهای قبل و بعد از انتخاباتش فکر نکنم و از خواندن این کتاب لذت هم  ببرم!

پ.ن:قابل توجه عزیزانی که مدام در خصوص نوشتن مطالب سیاسی به من تذکر می دهند:این مطلب اصلا سیاسی نیست!من را به خود سانسوری محکوم نفرمایید!

پ.ن 2:برای اطلاعات بیشتر این لینک ها را در نقد «کافه پیانو» و  «نویسنده اش»به همراه نظرات نویسنده ی محترم ملاحظه فرمایید:

http://www.natoor.com/2009/06/1565.php

http://vakilejavan.blogfa.com/post-75.aspx

http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=56472

http://horman-unity.com/?p=2195

http://www.sarmayeh.net/ShowNews.php?51746

http://publiclaw.blogfa.com/post-224.aspx

http://talkhzibast.persianblog.ir/post/76

http://mehrvash.persianblog.ir/post/843

و نظرات آقای نویسنده در

www.goftamgoft.com

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه یکم مرداد 1388ساعت 12:43 توسط مینا حسینی |

 
آمار سایت از تاریخ 13 دی ماه 86