تبليغاتX
حقوق اقتصادی
خب اولین همایش ملی سلامت و توسعه پایدار هم دیروز با خوبی و خوشی برگزار شد.

چیزی که خیلی به نظرم جالب بود  یه جمله از سخنرانی نماینده سازمان بهداشت جهانی در ایران بود که گفت:

امروزه فقر فقط نداشتن پول نیست،نداشتن اطلاعات و آگاهی و فرهنگ،فقری است که خیلی از مردم ازآن رنج می برند.!

بعد از شنیدن این جمله احساس کردم که  ما ایرانی ها چقدر مردم فقیری هستیم!

+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 11:52 توسط مینا حسینی |

تلویزیون داشت وسط یکی از همین سریال های بیمزه سفارشی آهنگ یار دبستانی منو پخش
 می  کرد.با شنیدن این آهنگ خیلی منقلب شدم...این آهنگ یادآور تمام خاطرات قشنگ نوجوانی و جوانی منه.زمان انتخابات ریاست جمهوری برای انتخاب هفتمین رییس جمهور....وقتی من اونقدر کوچیک بودم که نمی تونستم رای بدم اما شیفته خاتمی بودم.یادمه وقتی تو اخبار ساعت دو تعداد رای هاشو اعلام کردند دویدم توی حیاط و به پدرم که تازه از سر کار برگشته بود گفتم:خاتمی....خاتمی رای آورد.چه روزایی بود...وقتی می خواستم تو اوج نوجوانی و پر احساسی کتاب شعرمو بهش تقدیم کنم همه با یه لبخندی بهم می گفتن:این نیز بگذرد....ولی من کتابمو به خاتمی تقدیم کردم:

«این مجموعه به خاطر تلاش های صمیمانه و بشر دوستانه سید محمد خاتمی در راه صلح و گفتگوی
 تمدن ها به ایشان تقدیم می شود».چقدر به اون تشکر خشک و خالی دفتر ریاست جمهوری  ذوق کردم!!!!!

یار دبستانی منو یاد انتخابات مجلس ششم می اندازه.دبیرستانی بودم.پر شر و شور و احساساتی .روزی 3 تا روزنامه مختلف می خوندیم.با دوستام از این ستاد به اون ستاد می رفتیم و به نفع کاندیدامون تبلیغ می کردیم.حتی یادمه به جرم فعالیت سیاسی مدیر مدرسه کلی دعوامون کرد...یادش به خیر.

یار دبستانی منو یاد دوره بعدی انتخابات ریاست جمهوری می اندازه.وقتی که همه سر رای دادن و ندادن به خاتمی مونده بودند.من اما ،گر چه نه به تندی دوره قبل،طرفدارش بودم.با همه بحث می کردم....یار دبستانی منو یاد شیراز می اندازه...یاد فضای آرام دانشگاه شیراز ،یاد وقتی که با شور و شوق از عدالت و صلح و سیاست برای همکلاسیام می گفتم و اونا فقط لبخند می زدند...دلم برای تک تک این روزها تنگ شده...مدتهاست که دیگه هیچ کدوم از این احساساتو ندارم.حس خاتمی رو کاملا درک می کنم اگه نخواد بیاد...هیچ کدوم دیگه اون آدم سابق نیستیم!

پ.ن:به مادرم قول داده بودم تحت هیچ شرایطی تو این وبلاگ حرف سیاسی نزنم...پس این مطلبو فقط یه صفحه از دفتر خاطرات حساب کنین نه چیز دیگه!!

+ نوشته شده در جمعه دهم آبان 1387ساعت 2:34 توسط مینا حسینی |

 
آمار سایت از تاریخ 13 دی ماه 86