کنار در ورودی دانشکده چشمم می افتد به:
انالله و اناالیه راجعون
درگذشت ناگهانی استاد برجسته حقوق تجارت دکتر امیر حسین فخاری را...
خدایا چرا اینقدر خبر بد...چرا همش خبر مرگ...
خدارحمتش کند.کلاس اسناد تجاری اش را فراموش نخواهم کرد...
نابودی جهان از قدیم مورد توجه انسانها بوده و آنها همواره می کوشیده اند با تصورات خود پایان دنیا را ترسیم کنند.فیلم ها و کتاب های بسیاری از این واقعه سخن گفته اند.اما فیلم 2012 شاید تاثیرگذارترین فیلمی بود که تا به حال در این باره دیده ام. جلوه های ویژه این فیلم ، آیه های قرآن در خصوص روز قیامت را به یادم می انداخت.گویا آدم های بسیاری با دیدن این فیلم حس مرا داشته اند ،چون ناسا اعلام کرده از جواب دادن به دسته دسته کسانی که با نگرانی و ترس در مورد واقعیت داشتن نابودی زمین در سال 2012 از ما می پرسند،خسته شده ایم. جالب است بدانید که مطابق تقویم مایا واقعا2012 سال پایان دنیاست،گویا نوسترداموس هم اشاراتی به نابودی حیات در این سال کرده است .اما خیلی !نترسید.اینها فقط نظریاتی خام و اثبات نشده هستند (یادتان هست قبل از سال 2000 خیلی ها می گفتند این سال پایان دنیاست؟)
در این فیلم قدرت های بزرگ دنیا از 2-3 سال قبل از حادثه ،از آن مطلع می شوند و یک چیز عظیمی شبیه نسخه دیجیتال! کشتی نوح می سازند وشروع می کنند به آماده شدن برای سفر آخرت!و مردم بیچاره هم طبق معمول آخرین کسانی هستند که جریان را می فهمند. از تابلوی مونالیزا گرفته تا ملکه انگلستان و زرافه و میمون گرفته تا بیل گیتس!همه کاملا انتخاب شده و با گرین کارت مخصوص سوار کشتی می شوند.کارگردان فیلم گویا خیلی دوست داشته که این واقعه را طبیعی جلوه کند ،داستان را از سال 2009(سال ساخت فیلم)شروع می کند و سیاستمداران هم با شباهت بسیار انتخاب می کند(مثلا رییس جمهورامریکا یک سیاه پوست است).خلاصه اینکه این سونامی وحشتناک همه چیز و همه کس را نابود می کند و با کسی هم تعارف ندارد.جالب است که نابودی خیلی از مکان های مشهور جهان مثل برج ایفل و واتیکان رم ومجسمه مسیح در ریودوژانیرو و نمادهای همه ادیان را دراین فیلم می بینیم به جز کعبه که به دلیل ترس ازانگ توهین به مقدسات اسلامی ، نابودی اش نشان داده نمی شود و فقط تصویری از طواف مسلمانان دیده می شود.
در این معرکه خیلی دلم می خواست ببینم ما چه می کردیم؟
احتمالا تا آخرین لحظه نابودی زمین را باور نمی کردیم و بیانیه می دادیم که این از تبلیغات استکبار جهانی است و امریکا جهان را به نابودی کشانده واینها...حیف شد واقعا...توی این کشتی نوح قرن بیست و یکم جای ما خالی بود...
رعايت حقوق مصرفكنندگان در تبليغات و بازاريابي توليدات دارويي و بهداشتي
فصلنامه علمی پژوهشی اخلاق و تاریخ پزشکی،دوره ۳،شماره ۱-۱۳۸۸
پ.ن:چه بگویم ؟
حدود حریم خصوصی در جامعه ما چقدر است؟به نظر من سخت است اجرای قانونی که برخلاف فرهنگی سخن بگوید که ریشه در باورهای مردم یک جامعه دارد.در این جامعه ،پرسیدن هر سوالی از هر کسی رواست.ممکن است در صف اتوبوس کسی از شما درباره مبلغ درآمد و دارایی تان پرسد و شما نباید تعجب کنید،یادم است یک جایی خواندم که اگر از یک امریکایی این سوال را بپرسی از صدتا فحش برای او بدتر است.اما پرسیدن این دست سوالات انگار برای ایرانیان یک امر بدیهی است.بارها و بارها در جاهای مختلف با سوالاتی مواجه شده ام که نقض آشکار حریم خصوصی منند و من مردد مانده ام که آیا باید به چنین سوالاتی پاسخ داد یا خیر.اگر در جمع دوستانه ای باشید امکان دارد که پاسخ ندادن شما بی ادبی تلقی نشود اما مثلا وقتی رییس شما،قاضی دادگاه یا کارمند اداره ای که کارتان زیر دستش است چنین سوالاتی را می پرسد،آیا
می توانید پاسخ ندهید؟متاسفانه این نقض حریم خصوصی متعلق به قشر پایین و به اصطلاح عام جامعه(از نظر فرهنگی)نبوده و گاه حتی کسانی که ادعای روشن فکری و تعلق به قشر متفکر جامعه هم دارند،این امر برایشان عادی و بدیهی است.یادمان باشد که:
هر کسی یک حریم خصوصی دارد.
اگر کسی راجع به ثروتش،درآمدش،سطح تحصیلاتش،وضعیت خانواده اش،وضعیت زندگی اش،شغل پدر و مادر یا همسرش،تعداد خواهر و برادرهایش،مستاجر یا مالک بودنش،محل تولدش برای ما صحبت نکرد،شاید بدین معناست که نمی خواهد این اطلاعات را ما در اختیار داشته باشیم.وارد بحث های ورود دولت به حریم خصوصی افراد و به رسمیت شمردن یا نشمردن این حق در حقوق ایران و آیا نقضش نقض حقوق بشر است یا نه نمی شوم که حوصله می خواهد و دانش.
فقط یک جمله دیگر:
بیایید سوال اضافی نپرسیم !
۱-این روزها حس می کنم حقوق به تمام جنبه های زندگیمان دارد وارد می شود.هر جا که می روم هر چیزی که می خوانم،هر فیلمی که می بینم ،هر بحثی که می شود حقوق یک نقشی در آن دارد.به نوعی دچار حقوق زدگی شده ام.حتی پای بحث های حقوقی به برنامه 90 هم کشیده شده (موضوع برنامه امشب و ایرادات حقوقی منشور اخلاقی و تعارض آن با قانون اساسی خیلی جالب بود!)
2-این روزها من هی دم از حقوق مصرف کنندگان می زنم و هی خود مصرف کننده ام حقوقم نقض می شود.به یمن دولت الکترونیک !هر ثبت نامی این روزها اینترنتی شده.اما یکی نیست بگوید وقتی وضع اینترنت این است،وقتی سایتتان و سرورتان مشکل دارد،وقتی زمینه های این دولت الکترونیک فراهم نیست،چرا مثلا می نویسید ثبت نام و پذیرش و اینها ظرف دو روز فقط از طریق اینترنت!من دو روز است که گرفتار یکی از این مصیبتهای اینترنتی شده ام.با هر سیستمی با هر سرعتی از هر جایی اقدام می کنم سایت محترم ارور می دهد.زنگ می زنم به شماره تلفن داده شده،خانم بداخلاقی از پشت خط می گوید:به ما ربطی ندارد،مشکل از کامپیوتر شماست!!
۳-اولین مقاله مشترک را با پدرگرامی ام در کنفرانسی در تبریز ارائه کردیم.حس می کنم از بین رشته ای بودن حقوق اقتصادی خیلی دارم سوءاستفاده می کنم !موضوع مقاله این بود:
نقش آموزش مصرف کنندگان در کاهش اتلاف منابع تولید در بخش کشاورزی
تمام شد.
همیشه پیش از آنکه فکر کنی اتفاق می افتد...
امروز پس از حدود نه ماه انتظار برای دریافت مجوز ناقابل دفاع ،موفق به اخذ درجه کارشناسی ارشد حقوق اقتصادی با نمره 19 شدم.در این مدت اینقدر موانع گوناگون را برای دفاع طی کردم که نوشتن همه آنها کتابی می شود.از اعلام نشدن نمره یکی از دروس تا قفل نشدن دروس مختلف در سیستم،از نبودن تاییدیه تحصیلی در پرونده تا گم شدن کل پرونده تحصیلی این جانب ،سفرهای پی در پی اساتید داور و راهنما و مشاور و و و ...عمری بود این مدت.از بس احساس ناامیدی می کردم با خود عهد کرده بودم تا دفاع نکرده ام مطلبی ننویسم.
بالاخره تمام شد.
.
آیا واقعا کتاب «شخصیتی »متفاوت از نویسنده اش داراست؟
به این جمله خیلی زیاد اندیشیده ام.بسیاری اوقات سعی کردم که وقتی کتابی را می خوانم فقط به کتاب فکر کنم و نه به نویسنده و شخصیت نویسنده اش.اما قبول کنید که این کار امکان ندارد!اسم نویسنده و تفکرش ناخودآگاه در دانه دانه کلمات کتاب جاری است.شما نمی توانی کتابی از «هدایت »بخوانی و به اسم نویسنده فکر نکنی. شخصیت «فدریکو گارسیا لورکا» در تمام شعرهایش جاری است.روحیه آزاده خواهی «جورج اورول»را می توانی با خواندن ده صفحه از «قلعه حیوانات» و «1984» لمس کنی.اوج نفرت «آلبرکامو» را از «نظام حقوقی لرزان»می توانی از روح حاکم بر کتابهایش بچشی. شخصیت«نیکوس کازانتزاکیس» را کافی است تنها با «آزادی یا مرگ» در ذهنت ترسیم کنی.ذهن خلاق و عصیان گر «سلنیجر» به روشنی در «ناتور دشت»،«فرنی و زویی» و «جنگل واژگون» پیداست.می توانی دغدغه های «گابریل گارسیا مارکز» را در«صد سال تنهایی»درک کنی .آیا می شود «تهوع»سارتر را خواند و متاثر از نام ساتر نشد؟آیا می شود «دنیای سوفی»را خواند و به اسم «یوستین گوردر» فکر نکرد؟«کوری» و «بینایی» ساراماگو را خواند و ندانست که ساراماگو کیست؟نه…نمی شود.من معتقدم که «کتاب» و «نویسنده» دو شخصیت متفاوت نیستند.با این اوصاف هرگز نمی توانم بار دیگر «کافه پیانو»را بخوانم و به «فرهاد جعفری»و حرفهای قبل و بعد از انتخاباتش فکر نکنم و از خواندن این کتاب لذت هم ببرم!
پ.ن:قابل توجه عزیزانی که مدام در خصوص نوشتن مطالب سیاسی به من تذکر می دهند:این مطلب اصلا سیاسی نیست!من را به خود سانسوری محکوم نفرمایید!
پ.ن 2:برای اطلاعات بیشتر این لینک ها را در نقد «کافه پیانو» و «نویسنده اش»به همراه نظرات نویسنده ی محترم ملاحظه فرمایید:
http://www.natoor.com/2009/06/1565.php
http://vakilejavan.blogfa.com/post-75.aspx
http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=56472
http://horman-unity.com/?p=2195
http://www.sarmayeh.net/ShowNews.php?51746
http://publiclaw.blogfa.com/post-224.aspx
http://talkhzibast.persianblog.ir/post/76
http://mehrvash.persianblog.ir/post/843
و نظرات آقای نویسنده در
حادثه دلخراش سقوط یک هواپیمای دیگر ،باب بحثی را در خصوص حقوق مصرف کنندگان خدمات در ایران باز می کند.آیا این مصرف کنندگان نیز حقوقی دارند؟هنگامی که هیچ قانونی خاصی به حمایت از حقوق مصرف کنندگان خدمات هواپیمایی در ایران اختصاص ندارد و هیچ قانون حمایت از مصرف کننده ای به طور عام ،حقوق این مصرف کنندگان را مد نظر قرار نداده است و هیچ NGO ی حمایت از حقوق مصرف کنندگان خدماتی در ایران فعال نیست تا برای تصویب قانون و اجرای آن نهادهای مربوطه را تحت فشار قرار دهد.این بار اول نیست که چنین حادثه ای در ایران رخ می دهد.پاسخ هایی از قبیل اینکه :در دیگر نقاط جهان نیز این مسائل رخ می دهد،پاسخ مناسبی نیست.حق برخورداری از سلامت از ابتدایی ترین حقوق مصرف کنندگان است.حق برخورداری از حمایت دولت و حق به رسمیت شمردن حقوق ابتدایی این قشر از دیگر حقوق نقض شده ایشان در ایران است.مسئول این حوادث نه تنها یک شخص و یک نهاد بلکه همه افراد و نهادها وسازمان هایی هستند که در جهت حمایت از مصرف کنندگان گامی بر نمی دارند.حتی وجود قانونی بدون اجرای آن نیز دردی را دوا نمی کند.لایحه ی حمایت از حقوق مصرف کنندگان-با وجود تمامی ایرادات حقوقی که به آن وارد است- پس از 15 سال رفت و آمد بین مجلس و شورای نگهبان هنوز به صورت قانون در نیامده است.
این چندمین توپولوفی است که سقوط می کند؟بهتر نیست با بررسی و جستجو در خصوص علت اصلی سقوط این نوع هواپیماهای قدیمی و مستعمل ،استانداردهای پرواز را در جهت بهبود حقوق مسافران بالا برده و این هواپیماهای روسی مستعمل را از رده خارج کنیم؟
در پي انتشار متن موسوم به اصلاح آيين نامه اجرائي لايحه استقلال كانون وكلا مصوب ۲۷/۳/۸۸ در روزنامه رسمي مورخ ۷/۴/۸۸ جلسه مشترك اعضاء هيات مديره كانونهاي وكلاي دادگستري سراسر كشور در تاريخ ۱۴/۴/۸۸ در تهران تشكيل و نظر اتفاقي كانونهاي وكلاي دادگستري ايران در قالب اين بيانيه به شرح آتي اعلام مي شود:
نظر به عدم رعايت شرط ماده ۲۲ لايحه استقلال كانون وكلاي دادگستري در تدوين آيين نامه اصلاحي مبني بر لزوم پيشنهاد هر نوع آيين نامه راجع به وكالت از طرف كانون وكلاي دادگستري و نظر به مغايرت جدي آيين نامه اصلاحي مذكور با مفاد لايحه قانوني استقلال كانون وكلاي دادگستري و قانون كيفيت اخذ پروانه وكالت و برخي از آراء هيات عمومي ديوان عدالت اداري و ورود قوه قضائيه به حيطه قانونگذاري به اسم اصلاح آيين نامه