Des milliers et des milliers d'années
Ne sauraient suffire
Pour dire
La petite seconde d'éternité
Où tu m'as embrassé
Où je t'ai embrassèe
Un matin dans la lumière de l'hiver
Au parc Montsouris à Paris
A Paris
Sur la terre
La terre qui est un astre.
Jacques Prévert
خب از بهانه های ننوشتن که بگذریم می رسیم به معرفی ماهنامه بین المللی حقوق:
فهرست مطالب نهمین شماره ماهنامه بین المللی حقوق (اردیبهشت 87) به این شرح است:
- خزر بدون مرز / امیر مقامی
- عهدنامه ایران و شوروی را روزآمد کنیم / منوچهر متّکی
- بررسی حقوقی وضعیت تنگه هرمز و مسدود نمودن آن براساس حقوق بین الملل دریاها / علی شیروانی – امیر مقامی
- سه انقلابی که دنیا را تکان داد / هنری کسینجر
- به اجرا درآوردن کنوانسیون نسل کشی / لوئیز آربور
- تلاش برای تعیین مصداق شغل / گروه حقوق عمومی
- اصلاح ماده 34 قانون ثبت / گروه حقوق خصوصی
- پذیرش صلاحیت دیوان داوری ورزش توسط ایران / گروه حقوق بین الملل
- حقوق مصرف کنندگان تولیدات آرایشی و بهداشتی / مینا حسینی
- حقوق محیط زیست، تلاش برای حفظ زمین / مینا حسینی
- ارش البکاره / دکتر آرش قدوسی، دکتر سوسن سهرابی، امینه محمّدی
- نقش خانواده در بزهکاری کودکان و نوجوانان / سیّد علیرضا ناصریان
- مصائب همگرایی فقه جزایی غیرپویا با سیاست جنایی عدالت محور / بهروز جوانمرد
- رویکرد اجتماع محور به استراتژی های پلیس؛ تجربه آمریکا / مهدی خاقانی
برای اطلاعات بیشتر به وبلاگ ماهنامه به نشانی
http://ijl.blogfa.com مراجعه کنید.
سالهاست که دولت مردان ،با عنوان برقراری عدالت اجتماعی و به بهانه ی آن ،دخالت در اقتصاد را توجیه کرده اند و استدلال نموده اند که در نظام بازار‘کارایی ،تولید ،ثروت و رفاه مورد توجه است و عدالت و اخلاق هدف نیست .امروز دیگر از آن شور و اشتیاق در اوایل قرت بیستم برای انتقاد به شکست های بازار و اعتراف به عدم کارایی نظام تولید خصوصی و مالکیت خصوصی در جهان خبری نیست.
تجربه ها در هیچ موردی نشان نمی دهد که جوامع دیکتاتوری رشد اقتصادی بیشتری داشته اند نسبت به جوامعی که رشد آزادی ها در آنها روز افزون بوده است.
ادامه ی این مقاله از این جانب چاپ شده در نشریه اطلاعات سیاسی اقتصادی شماره ۲۴۱-۲۴۲ را می توانید در اینجا مطالعه فرمایید.
قیمت نفت هر روز رشد فزاینده ای را طی می کند.شاید چند سال پیش وقتی آینده نگری نصف این قیمت را پیش بینی می کرد دیگران پیش بینی او را بلندپروازانه می خواندند.قیمت جهانی نفت در بازارهای جهانی بالا و بالاتر می رود و اقتصاد ما را که با تنفس مصنوعی اقتصاد نفتی نفس می کشد ناخودآگاه تحت تاثیر قرار می دهد.اما آیا بنا به تصور عامه ی مردم،ما نیز باید از این اضافه قیمت خوشحال شویم و بی صبرانه انتظار آمدن این پول را بر سر سفره های خود داشته باشیم؟
تاریخ را که ورق می زنی،درس تازه ای به تو می آموزد.اینکه شوک های نفتی که با بالا رفتن پول نفت همراه بوده و به یکباره رانت بالاتر از حد انتظار را به اقتصاد تزریق کرده ،حتی بدتر از دوره ی رکود قیمت نفت،عمل نموده است.همان طور که می دانید بخش عظیمی از واردات ما ،تولیداتی است که مستقیم یا غیر مستقیم از نفت منتج می شود.در واقع همان قدر که در نقش تولید کننده(یا به عبارت صحیح تر استخراج کننده و صادر کننده ی)نفت از بالا رفتن قیمت آن خوشحال می شویم،باید انتظار بالا رفتن کالاهای وارداتی مورد نیاز خود را نیز داشته باشیم.از طرف دیگر اعتبار پولی که از قبل در بودجه ها پیش بینی نشده و تزریق آن در قالب هزینه های مصرفی به جامعه می تواند بسیار خطرناک تر باشد.طرح های زود باز ده می تواند مانند سم مهلکی عمل کند.نقدینگی بالا رفته و تورمی که باز هم پیامد این رشد قیمت نفت است می تواند رخ دهد.بهترین راه صرف اعتبارات نفتی در کارهای تولیدی و طرح های زیر بنایی است که در عین حال که این پول را به جامعه تزریق نمی کند و باعث بالا رفتن هزینه های جاری دولت نمی شود،می تواند به آینده ی اقتصادی مطلوب هم کمک کند.
شهروند امروز،در این شماره اش گزارشی از سخنرانی توماس شلینگ ،برنده ی نوبل اقتصاد 2005 در دانشگاه صنعتی شریف به چاپ رسانیده.همان طور که می دانید این جایزه به پاس گسترش دامنه تحقیقات در زمینه همکاری و تضاد با استفاده از چارچوب تحلیلی نظریه بازی به ایشان اعطا شده.قابل توجه دوستان عزیزی که پس از ارائه ی کنفرانسی در درس تحلیل اقتصادی حقوق،به گوینده اعتراض کردند که:ما که هیچی نفهمیدیم.جناب آقای نوبلیست گفته:پس از این همه سال که روی این نظریه کار کرده ام در آستانه ی 87 سالگی هنوز به درستی آن را نفهمیده ام.این نظریه از همان روزهای نخستی که روی آن کار کرده ام دیر باور بود و هنوز هم خیلی ها آن را نمی شناسند.اگر می خواهید در این مورد صحبت کنیم باید ساعت ها وقت صرف کنیم و در نهایت همه می فهمیم که چیزی نفهمیده ایم!!لینک این مطلب را توی این شماره شهروند امروز پیدا کنید.
راستی :سال نو مبارک...سال 2007 برای من سال خوبی بود.هر چند که جهان ،جهان آرامی نبود..با آرزوی جهانی آرام و شاد در سال جدید برای همه ی مردم دنیا.
پول شویی را به فرایند تغییر شکل و نحوه ی استفاده ی عواید نامشروع ناشی از جرم به قصد اختفای منبع چنین عوایدی تعریف کرده اند.در حقیقت قانون گذاران و جامعه سالیان سال تلاش خود را بر روی این چنین جرایمی معطوف نموده اند و در خصوص عواید حاصله برای مجرمان و نحوه ی استفاده از این عواید و ورود آنها به چرخه ی اقتصادی جامعه تامل کمتری کرده اند.
پدیده پول شویی در کشور ما بیشتر با سرنوشت پول های بدست آمده از قاچاق مواد مخدر بر سر زبان ها افتاد.در حالی که این پدیده می تواند چرخه ی عظیمی از درآمدهای نامشروع ناشی از جرائم بزرگ را شامل شود.
پول شویی مصداق بارز یک جرم سازمان یافته است که با کمک دسته ای از مجرمان به وقوع می پیوندد.هدف اصلی چنین افرادی گریز از پیامدهای قانونی در خصوص عواید حاصله از جرم اصلی است.
افزایش چشمگیر نرخ پول شویی در کشورمان در سال های اخیر دقت نظر و ممارست بیشتری را بر پژوهشی دقیق بر روی این پدیده می طلبد.
از آنجا که دغدغه ی اصلی اندیشه در باب پیوند حقوق و اقتصاد ‘به نحوی بررسی حقوق و قوانین جامعه با نگاه تحلیلی و اقتصادی است ‘باید سعی شود که یک جرم اقتصادی با کنکاوی حقوقی و با بررسی تاثیرات اقتصادی آن مد نظر قرار گیرد.
هرچند که قبل از هر چیز باید دقت داشته باشیم که این پدیده یک جرم است.ویژگی های خاص اقتصادی این جرم نباید سبب شود که ما آن را از حقوق کیفری جدا بدانیم.در نتیجه تصویب یک قانون جامع و دقیق در باب چنین پدیده ای ضروری و غیر قابل اجتناب به نظر می رسد.
به دلیل اینکه ما قبلا چنین قانونی در این باب در نظام حقوقی مان نداشته ایم ‘بررسی تجربه ی دیگر کشورها و درس گرفتن از شکست ها و موفقیت شان می تواند به قانون گذار ما کمک وافری بنماید.
امید است که با تصویب قانون پول شویی و برخورد جدی نظام قضایی با سازمان دهندگان و مرتکبین این جرم و سایر جرایم اقتصادی ‘گامی در راه توسعه یافتگی و پیشرفت برداشته شود.مسلما اتکای به یک آیین نامه ی بانکی نمی تواند ما را از تصویب لایحه ی پول شویی که انگار هنوز در راه شورای نگهبان و مجلس است بی نیاز کند.
امروز روز دانشجوست.
یادش به خیر یه زمانی وقتی آهنگ یار دبستانی منو می شنیدم چقدر هیجان زده
می شدم...یادمه روز جشن فارغ التحصیلی کارشناسی،حس غریبی داشتم.احساس اینکه یه روز ممکنه دیگه دانشجو نباشم ....هرچند که هنوز به معنای خاص کلمه،دانشجو هستم ،اما از اون همه شور و عشقی که برای تغییر دنیا ی اطرافم تو وجودم بود...چیزی باقی نمونده...گاهی فکر می کنم ،سال به سال که می گذره می فهمم چقدر قبلا بیشتر می فهمیدم...چقدر محافظه کارتر شدم...چقدر منفعت طلب تر شدم...هنوزم روز دانشجو که میاد حس می کنم اگه یه روز دانشجو نباشم....
بی هیچ دغدغه ای
نه از ترس تنهایی
نه از اندوه شکست
روبه روی پنجره های تا همیشه باز می نشینم
و با راحت خیال
تنها به هیچ می اندیشم و
هیچ...
راهی به جای شمردن گوسفند یا:
اندر ستایش آزمون وکالت!
دو شب پیش ،در پی یک بی خوابی طولانی ،به دنبال راه جایگزینی به جای پریدن گوسفندان بی نوا از روی جوی و شمرده شدنشان بودم…از آنجا که آزمون وکالت نزدیک است و من یکی از بیست و نه هزار داوطلب!تصمیم گرفتم که یک جلسه ی دادگاه خیالی را در ذهن خود بر پا کنم تا هم به خواب بروم و هم مروری بر آیین دادرسی مدنی شده باشد …
خواهان خیالی خسته از هجوم های زندگی بر بدن نحیفش دادخواست خود را که با خط دختر دانشجویش نوشته شده بود برای دادخواهی به دفتر دادگاه خیالی تقدیم کرد.مدیر دفتر ،پس از اینکه تلفن هایش به مادر و خواهر و برادر و دوستش تمام شد ،با خشونت آن را از خواهان گرفت و فوری!آن را ثبت نمود.و رسیدی با ذکر شماره ثبت به تقدیم کننده ی دادخواست داد.و این تاریخ تاریخ اقامه ی دعوا شناخته شد!از آنجا که دادخواست یاد شده نقایصی داشت مدیر دفتر ظرف دو روز نقایص را به طور کتبی و مفصل به خواهان اطلاع داده و از تاریخ ابلاغ ده روز به او مهلت داد تا نقایص را رفع کند و حتی او را تهدید به صدور قرار رد دادخواست هم کرد!خلاصه اینکه دادخواست خواهان خیالی من ،توسط مدیر دفتر در اختیار دادگاه قرار گرفته شد،دادگاه پرونده را ملاحظه کرد و پرونده را با صدور دستور تعیین وقت به دفتر اعاده کرد.این وقت باید طوری معین می شد که فاصله ی بین ابلاغ وقت به اصحاب دعوا و روز جلسه کمتر از 5 روز نباشد!خلاصه با تمام تشریفات خواهان و خوانده ی خیالی تشریف فرما شدند به جلسه اول دادرسی...چون دعوا مستند به سند رسمی بود خواهان درخواست تامین خواسته نمود و حتما می دانید که دادگاه،مکلف به قبول آن بود!جلسه تشکیل شد و خواهان و خوانده دفاعیات خود را مطرح کردند و دادگاه پس از اعلام ختم دادرسی در همان جلسه انشا رای نمود و .....
پدرم گفت:چرا نمی خوابی؟
گفتم:دادگاه رای هم صادر کرد...اما من هنوز خوابم نمی برد.
گفت:برو به مرحله تجدید نظر!
نتیجه اخلاقی:برای رفع مشکل بی خوابی همچنان گوسفند بشمارید.
حتما تا به حال بحث های داغ پیرامون اصلاح نظام بانکی کشور به گوشتان خورده است. تفاوت های ربا و سود بانکی،از بحث هایی است که در هنگام تصویب قانون عملیات بانکی بدون ربای مصوب 1362 نیز بسیار مطرح بود،و امروز باطرح حذف کامل این سود،ماجرا به شکل دیگری نمود پیدا کرده است.ماده ی 2 قانون تجارت ما عملیات بانکی را عملیات بانکی معرفی نموده است. اما آیا بانک را می توان یک موسسه ی خیریه به حساب آورد که تنها راه درآمدش کارمزدهایی است که از راه انجام عملیات بانکی دریافت می کند؟ یا اگر سعی کند که نرخ سود بانکی را باتوجه به نرخ واقعی تورم هم حساب کند ، می توان باز هم این عملیات را یک عملیات تجاری نامید ؟برفرض محال که دولت دنبال کسب سود هم نباشد و برقراری نظام مبتنی بر اخلاق برای او،مهم تر باشد اما آیا بخش خصوصی هم به همین مقدار دغدغه ی برقراری نظام بانکداری اسلامی را دارد؟حال که هر روز داد خصوصی سازی سر می دهیم آیا نباید در برنامه ریزی های بلند مدتی که مسلما آثار آن ،بیشتر دامن گیر بخش خصوصی می شود ،منافع بانک های خصوصی هم در نظر گرفته شود؟براستی بهتر نیست دست از شکل گرایی و تشریفات برداریم و بدون تظاهر به متفاوت بودن هم گام با نظام بانکی جهانی حرکت کنیم؟
حقوقی نویس ها پیوسته است.با وبلاگ حقوق و اقتصاد http://lawandeconomics.blogfa.com